هر شنبه با ترجمه: whether، اسامی مفرد و جمع، و سرنام‌ها

متاسفانه چند هفته گذشته به دلیل حجم کاری زیاد موفق به ارسال مطلب نشدم. امیدوارم بتوانم از این هفته وبلاگ را به صورت منظم به روزرسانی کنم و اشتباه‌های رایج در ترجمه و شکل صحیح ترجمه آنها را خدمتتان ارائه کنم. خب، مستقیم برویم سراغ نکات ترجمه این هفته:

 

۱. ترجمه whether «آیا... یا خیر» به فارسی و برعکس.

Accordingly, this study examined whether residents' (who might also be park visitors) attachment to a place (i.e. a national park) mediated the relationship between community attachment and engagement in participatory resource management.

بنابرين، در اين مقاله بررسي شد که آیا دلبستگي ساکنين (ممکن است مراجعه کنندگان به پارک باشند) به مکان (مثل يک پارک ملي) نقش واسطه را در ارتباط بين دلبستگي جامعه اجتماعي و تعامل در مديريت منابع مشارکتي شرکت در مديريت مشارکتي منابع بازي کرده است یا خیر؟

در ترجمه whether به این نکته توجه کنید که این واژه مفهوم «یا خیر» فارسی را در خود دارد و بنابراین در ترجمه به فارسی باید عبارت «یا خیر» در انتهای جمله بیاید و جمله به صورت سوالی نوشته شود.

برعکس این موضوع نیز صادق است. یعنی در ترجمه فارسی به انگلیسی، نیازی به آوردنِ or not در انتهای جمله نیست. پس:

هدف اين است که اين امر را مشخّص نماييم که آيا يک «گشت» (turn) در گفتمانِ او مشاهده مي‌شود يا خير.

The objective was to find whether a turn was present in Barack Obama’s discourse after his election as the US president or not

بنابراين سوال اول تحقيق به اين صورت مطرح شد که: «آيا جو سازماني بر آمادگي کارکنان در برابر تحول موثر است؟»

Therefore, the first research question is whether organizational climate affects employee preparedness in the face of change or not.

 


2. عدم ضرورت ترجمه اسم مفرد به مفرد و جمع به جمع

این اشتباهی است که خیلی از مترجم‌ها مرتکب می‌شوند. مترجم‌ها اکثر اوقات،‌ کلمات انگلیسی که با a/an می‌آیند را در فارسی با صفت شمارشی «یک» همراه می‌کنند، در حالی که واژه‌ای که با a/an آمده باشد، لزوماً به «یک» عدد از آن اسم اشاره نمی‌کند، بلکه دستور زبان انگلیسی ایجاب می‌کند که کلمه یا جمع بسته شود یا با حرف تعریف معین (the) یا نامعین (a/an) بیاید. برای مثال:

As a business grows, owners or managers find it necessary to revise the founding set of beliefs.

با رشد یک کسب و کار، مالکان يا مديران دریافتند که تجديدنظر در زيربناي اين باورها ضروري است.

با رشد کسب‌وکارها، مالکان يا مديران به این نتیجه می‌رسند که تجديدنظر در باورهای اولیه ضروري است.

در جمله فوق، با اینکه واژه business با حرف تعریف نامعین آمده است، ولی به یک کسب‌وکار خاص اشاره ندارد و منظور همه کسب‌وکارهاست. مثال ساده‌تر:

A dog is a smart animal.

سگ حیوان باهوشی است.

سگ‌ها حیوانات باهوشی هستند.

هر دو ترجمه بالا درست هستند. ولی ترجمه‌ای مانند «یک سگ حیوان باهوشی است.» اشتباه است. اینجا، A dog در واقع اسم جنس است و به تمام سگ‌ها اشاره دارد، نه یک سگ خاص.

 

3. آوردن معادل فارسی سرنام‌ها برای بار اول در متن

به این مثال توجه کنید:

The AD etiology is yet not properly known.

سبب‌شناسي AD هنوز به درستي شناخته شده نيست.

خواننده جمله فارسی مطمئناً در درک اینکه AD به چه چیزی اشاره دارد به مشکل برخواهد خورد. در حالی که خواننده انگلیسی ممکن است از این دو حرف واژه مورد نظر را به درستی حدس بزند. بنابراین، در ترجمه سرنام‌های انگلیسی به فارسی، حتماً باید برای بار اولی که در متن میایند، معادل فارسی‌شان را بیاوریم و سرنام را داخل پرانتز قرار دهیم. پس:

علت آلزایمر (AD) هنوز به درستي شناخته نشده است.

 

امیدوارم از مطلب این هفته استفاده کرده باشید. لطفاً اگر نظر، پیشنهاد،‌ یا درخواستی دارید، در بخش نظرات مطرح کنید.

 

 

 

هر شنبه با ترجمه: ترجمه جملات بلند انگلیسی

امروز می‌خواهم مطلبی را در «هر شنبه با ترجمه» مطرح کنم که همه مترجم‌ها به آن واقف هستند، ولی بیشترشان در عمل رعایت نمی‌کنند: ترجمه جمله‌های طولانی انگلیسی به فارسی. قاعده کلی ترجمه این است که بین وفاداری به متن مبدا و رساندن مفهوم به صورت ساده و روان در زبان مقصد تعادل مناسبی برقرار باشد. البته بسته به نوع متن مبدا و استفاده‌ای که از ترجمه خواهد شد، کفه ترازو ممکن است به هر کدام از این دو هدف سنگینی کند. در ترجمه جمله‌های طولانی انگلیسی به فارسی، وفاداری همزمان به سبک نوشتار و محتوای کلام مولف اغلب کار ساده‌ای نیست، چرا که انگلیسی از زبان‌های SVO است که در آنها فعل در وسط جمله قرار دارد و ممکن است مفعول‌های متعددی به دنبال آن بیایند. در حالی که فارسی از زبان‌های SOV است که در آنها فعل در انتهای جمله می‌آید و ترجمه جملات مرکب انگلیسی با وفاداری کامل به سبک و قالب مولف اصلی منجر به تولید متنی در فارسی خواهد شد که افعال متعددی در انتهای جمله دارد. در این موارد، ارجح آن است که اولویت را مفهوم و محتوای متن مبدا قرار داده و صورت ظاهری جمله را کاملاً تغییر دهیم تا متن در عین انتقال معنا، برای خوانندگان ترجمه ساده و قابل‌فهم باشد. به مثالی در این رابطه توجه کنید:

Etsy itself has grappled with this issue of authenticity versus reproduction in its own battles over the definition of ‘handmade’ and the scales of manufacture it sanctions. So have many  makers themselves as  they  try  to  position  themselves sustainably  in  the marketplace by having a more commercial product line which may involve greater mechanical intervention, the employment of others to hand make their designs, or even the very basic technique of using moulds in the making process.

در اینجا، جمله دوم طولانی و پیچیده است و ارائه یک ترجمه روان از آن مستلزم شکستن آن به چند جمله در فارسی است.

ترجمه:

خود اتسی نیز در تلاش برای تعریف مفهوم «دست‌ساز» و زدن مهر تایید بر مقیاس‌های تولید قابل‌قبول با مسئله اصالت دربرابر بازتولید درگیر بوده است. این موضوع درخصوص بسیاری از استادکاران نیز صادق است که در تلاش برای یافتن جایگاه ثابت و پایدار خود در بازار متوسل به ساخت محصولات تجاری‌تر شده‌اند که فرایند تولیدشان شامل استفاده بیشتر از ابزارهای مکانیکی، استخدام دیگران برای ساخت طرح‌های آنان با دست، یا حتی تکنیک بسیار اولیه استفاده از قالب است.

همانطور که ملاحظه فرمودید، مترجم با تبدیل یک جمله انگلیسی به سه جمله، هم معنا را به خوبی منتقل کرده و هم متن ساده و روانی در فارسی ارائه کرده است.

حال اگر بخواهیم همین جمله را با همان ساختار انگلیسی به فارسی ترجمه کنیم، جمله‌ای مانند این خواهیم داشت:

این موضوع درخصوص بسیاری از استادکارانی که در تلاش برای یافتن جایگاه پایدار خود در بازار از طریق ساخت محصولات تجاری‌تری که فرایند تولیدشان شامل استفاده بیشتر از ابزارهای مکانیکی، استخدام دیگران برای ساخت طرح‌های آنان با دست، یا حتی تکنیک بسیار اولیه استفاده از قالب است، هستند، نیز صادق است.

این نوع جمله‌بندی شاید به نظر بسیاری از مترجم‌ها خنده‌دار بیاید یا حتی باور نکنند که عده‌ای اینطور ترجمه می‌کنند. ولی واقعیت این است که وفاداری بیش از حد به قالب و ساختار جملات مبدا بسیار رایج است که در خصوص جملات بلندتر فاجعه‌آفرین می‌شود. بنابراین، یادمان باشد که این یک «ترجمه بد» است و به هیچ عنوان نمی‌توان از آن با عنوان «ترجمه دقیق» دفاع کرد.

 

 

هر شنبه با ترجمه: ترجمه فعل «tend to»

در این هفته به ترجمه صحیح فعل tend to به فارسی و برعکس صحبت خواهیم کرد. بسیاری از مترجم‌ها این فعل را به «تمایل داشتن» یا «میل داشتن» ترجمه می‌کنند. ابتدا تعریف این فعل را از فرهنگ‌های لغت تک‌زبانه انگلیسی جستجو می‌کنیم.

 

1. tend to do something: if something tends to happen, it happens often and is likely to happen again (Longman Dictionary of Contemporary English)

2. tend: used to describe what often happens or what someone often does or is likely to do; followed by to + verb (Webster's Advanced Learner's Dictionary)

3. tendfrequently behave in a particular way or have a certain characteristic (Concise Oxford English Dictionary)

همانطور که می‌بینیم، tend to به آنچه غالباً، معمولاً، یا مکرراً اتفاق می‌افتد اشاره دارد. شاید بتوان این فعل را هنگامی که فاعل آن موجود زنده است، به «تمایل داشتن» ترجمه کرد، ولی این معادل هنگامی که در مورد فاعل غیرجاندار صحبت می‌کنیم مناسب نیست. در چنین مواردی، بهترین معادل برای این فعل، قیودی مانند «معمولاً»، «اغلب»، یا «غالباً» در فارسی است. در زیر چند ترجمه اشتباه و یک ترجمه صحیح می‌بینیم.

 

قربانی تمایلی به اجتناب از فرد متجاوز یا تلافی  ندارد.

ترجمه:

The victim does not tend to avoid the offender or take revenge.

ترجمه صحیح:

The victim is not inclined to avoid the offender or take revenge.

 

Because incomes typically rise over one’s lifetime, individuals tend to borrow when they are young and save later on.

 ترجمه: از آنجائی که درآمدها نوعاً در طول زندگی فرد افزایش می یابند، اشخاص وقتی جوان هستند تمایل به قرض گرفتن و بعدها پس انداز کردن دارند.

ترجمه صحیح: از آنجائی که درآمدها نوعاً در طول زندگی فرد افزایش می یابند، افراد معمولاً در جوانی قرض گرفته و بعدها پس‌انداز ��ی‌کنند.

 

As expected the BIC criterion tends to favor smaller models.

 ترجمه: همانطور که پیش بینی می‌کنیم معیار BIC از مدل‌های کوچک‌تری استفاده می‌کند.

اینجا مترجم فعل tend to را برای سادگی و اختصار کلاً حذف کرده و در ترجمه نیاورده است. چرا که ترجمه‌ای مانند «...معیار BIC تمایل به استفاده از مدل‌های کوچکتری دارد.» خیلی مفهوم نیست.

ترجمه صحیح: همانطور که انتظار می‌رود، معیار BIC اغلب مدل‌های کوچک‌تر را ترجیح می‌دهد.

 

در مثال آخر، ترجمه صحیحی از این فعل ارائه شده است.

 

When it comes to sound, smooth surfaces make a very bad medium. That’s because it tends to reflect sound waves rather than absorb it.

 ترجمه: زمانی که در مورد صدا بحث می‌کنیم، سطوح صاف محیط‌های بسیار بدی هستند، زیرا معمولا صدا را بجای اینکه جذب کنند، منعکس می‌کنند.

همانطور که در جمله فوق می‌بینید، عبارتی مانند «...تمایل به انعکاس صدا به جای جذب آن دارند.» ترجمه بسیار نامناسبی خواهد بود.

 

امیدوارم از مطلب این هفته استفاده برده باشید. اگر نظر یا پیشنهادی درباره موضوع این هفته یا کل این مجموعه دارید، نظرهای خود را حتماً با ما به اشتراک بگذارید.

 

 

 

 

هر شنبه با ترجمه: تفاوت including و namely

سلام،

موضوع این هفته مسئله‌ای بسیار مهم و مشکل‌ساز برای مترجم‌هاست. بنابراین، تصمیم گرفتم با استفاده از مثال‌های موجود در اینترنت مطلبی نسبتاً کامل در این باره نوشته و این موضوع را تا حد امکان روشن کنم.

قاعده کلی استفاده از including و namely این است که:

اگر این واژگان شامل تنها چند نمونه از موارد بسیار دیگر باشد، می‌توانیم از کلماتی مانند .including, for instance, for example, such as, e.g استفاده کنیم. برای مثال:

All forms of precipitation, including drizzle, rain, snow, ice crystals, and hail, are produced as a result of the condensation of atmospheric moisture. (Britannica.com)

در این جمله، برف، باران، تگرگ، و غیره تنها چند نمونه از نزولات آسمانی هستند و بنابراین استفاده از including در اینجا صحیح است. در حالی که در جمله زیر:

There are three factors that can inhibit good communication, including poor listening skills, language barriers, and timing barriers. (cygnet.com)

استفاده از including اشتباه است، چرا که هر سه عامل در جمله آمده‌اند. در همین جمله، استفاده از including زمانی صحیح خواهد بود که بخواهیم تنها یک یا دو عامل از سه عامل ذکر شده را بیاوریم. برای مثال:

There are three factors that can inhibit good communication, including language barriers and timing barriers. (cygnet.com)

 

اما در جملاتی که تمامی موارد در جمله آورده می‌شوند، باید از واژه namely استفاده کرد. برای مثال:

Three students were mentioned, namely John, Sarah and Sylvia. (Longman Dictionary)

* نکته‌ بسیار مفیدی که درباره کاربرد .including, for example, such as, for instance, e.g و کلمات هم‌معنی اینها وجود دارد این است که نباید در انتهای لیست واژگان از .etc استفاده کرد، چرا که آن کلمات معنیِ «و غیره» را به صورت ضمنی در خود دارند و تنها بر چند نمونه (از موارد بسیار دیگر) دلالت می‌کنند. بنابراین، استفاده از .etc پس از این کلمات حشو و از لحاظ معنایی اشتباه خواهد بود.